تبلیغات
خدمت به دانش آموزان دچار مشکلات یادگیری Learning Disability - دروغگویی
 
خدمت به دانش آموزان دچار مشکلات یادگیری Learning Disability
کمک به دانش آموزان دچار مشکلات یادگیری و اطلاع رسانی به اولیا و معلمان
درباره وبلاگ


هدفم فقط و فقط خدمت به کودکان سرزمینم است. بخصوص دانش آموزان LD که مورد نامهربانیهای زیادی قرار می گیرند.
دست همه دوستان و بزرگواران خوبم را برای همکاری می فشارم.

مدیر وبلاگ : خلیل حسین پناهی
نظرسنجی
مطالب این وبلاگ تا چه حد برای شما مفید می باشد؟








شنبه 11 آذر 1391 :: نویسنده : خلیل حسین پناهی

دروغگویی از نظر لغوی به معنی کتمان واقعیت است و بیان سخنی که واقعیت خارجی برای گوینده ندارد. دروغگو از طریق دروغ گفتن، ضعفهایی خود را می پوشاند، شنونده را گمراه می سازد، از تنبیه خود را نجات می بخشد و بدان وسیله توجه دیگران را به خود جلب می کند.

دروغ و دروغگویی رفتاری ناپسند است و به کودکشخصیت ساختگی و تصنعی می بخشد. در بین کودکان خردسال که جزئیات اشیا و پدیده­ها آشنایی کافی ندارد، دروغگویی بیشتر جنبه رویا خیالیبافی دارد و کمتر به منظور فریب دیگران انجام می شود. توصیه می شود در این مواقع، کودک را به بیان جزئیات اشیا و پدیده­ها مجبور نکنیم و از او درحدرشد ذهنی انتظار ارائه پاسخ داشته باشیم؛ برای نمونه در دو سال اول زندگی، به علت محدود بودن دامنه لغات و درک مفاهیم، گفتار کودکان به دروغ شباهت دارد. تا سن چهار یا پنج سالگی نیز کودکان، دیده ها و شنیده ها را براساس تخیلات و تصورات خود توجیه و تفسیر می کنند و بین واقعیت و حقیقت تفاوت و تمایزی قائل نیستند.

دروغگویی

 

دروغگویی از نظر لغوی به معنی کتمان واقعیت است و بیان سخنی که واقعیت خارجی برای گوینده ندارد. دروغگو از طریق دروغ گفتن، ضعفهایی خود را می پوشاند، شنونده را گمراه می سازد، از تنبیه خود را نجات می بخشد و بدان وسیله توجه دیگران را به خود جلب می کند.

دروغ و دروغگویی رفتاری ناپسند است و به کودکشخصیت ساختگی و تصنعی می بخشد. در بین کودکان خردسال که جزئیات اشیا و پدیده­ها آشنایی کافی ندارد، دروغگویی بیشتر جنبه رویا خیالیبافی دارد و کمتر به منظور فریب دیگران انجام می شود. توصیه می شود در این مواقع، کودک را به بیان جزئیات اشیا و پدیده­ها مجبور نکنیم و از او درحدرشد ذهنی انتظار ارائه پاسخ داشته باشیم؛ برای نمونه در دو سال اول زندگی، به علت محدود بودن دامنه لغات و درک مفاهیم، گفتار کودکان به دروغ شباهت دارد. تا سن چهار یا پنج سالگی نیز کودکان، دیده ها و شنیده ها را براساس تخیلات و تصورات خود توجیه و تفسیر می کنند و بین واقعیت و حقیقت تفاوت و تمایزی قائل نیستند.

علائم و نشانه ها:

هرگاه کودک در موقعیتی نامطمئن و ناامن قرار گیرد و احساس خطر یا حقارت کند به گفتن دروغ متوسل می شود. دروغگو به گفته هایش ایمان ندارد و به طور قاطع و صریح حرف نمی زند. بتدریج اعتماد خود به دیگران را از دست می دهد و نسبت به اطرافیان بدبین می شود. دروغگو فراموشکار است و پس از مدتی نزد مردم بدنام و بی اعتبار می شود. دروغگویی باعث تغییرات جسمی نظیر

 

افزایش ضربان قلب، تغییرحالت چشم، رنگ پریدگی، برافروختگی، بیقراری و ناآرامی و خشک شدن دهان و گاهی لکنت زبان و پراکنده گویی می شود.

 علل:

شناخت علل برای درمان آن کاملا ضروری است. دروغگویی به عنوان یک مشکل، علل گوناگون و متعددی دارد که به برخی از آنها اشاره می شود. اولین علت برای دروغگویی کودکان؛ آموزشهای نادرست خانواده است. کودک تا حد بسیاری در رفتارهای خود از والدین و افراد خانواده تقلید می کند. در خانواده ای که پدر و مادر و دیگر اعضای آن همواره به یکدیگر دروغ می گویند، نمی توان انتظار داشت کودکی راست گو تربیت شود. رفتارهای والدین در خانه و نحوه گفتگوی آنان با یکدیگر، کودک را به دروغگویی وا می دارد؛ برای نمونه، تصور کنید که تلفن زنگ می زند و کسی با پدر کار دارد. پدر از فرندش سفارش کرده است که اگر کسی با او کار داشت بگوید که در منزل حضور ندارد. این قبیل رفتارها که بارها در بعضی از خانواده ها مشاهده می شود، یکی از رایجترین روشهای آموزش عملی دروغگویی به کودکان است.

دروغگویی کودک ممکن است برای جلب توجه اطرافیان باشد. نیاز به تعلق و همبستگی و مورد توجه قرار گرفتن، از نیازهای اساسی به حساب می آید. چنانچه کودکی در خانواده یا مدرسه مورد بی توجهی قرار گیرد، برای نشان دادن خود و جلب توجه آنان ممکن است به دروغ گفتن در زمینه های مختلف متوسل شود.در همین زمینه، تنبیه و سرزنش کودک نیز موجب می شود که او برای فرار از ملامت و تنبیه دروغ بگوید.

کودکانی که نسبت به دوستان و اطرافیان خود احساس کمبود می کنند، ممکن استبرای جبران کمبود ها در زمینه های گوناگون نظیر شغل والدین،محل سکونت، وضع تغذیه، دوستان و تفریحات و سفرها به در غگویی متوصل می شوند و درون آشفته و نگران خود را بدان وسیله به طور موقت تسکین دهند.

ترس نیز از دیگر عواملی است که موجب دروغگویی می­شود.اگر کودک به سبب راستگویی تنبیه شود، در آینده برای نجات و رهایی از مجازات به درغگویی متوسل می­شود؛ برای نمونه، کودک بر اثر تجربه یاد می گیرد که برای نجات از تنبیه به هر نحوی شده باید اثبات کند که کار خطایی انجام نداده است وگرنه کتک خواهد خورد. از این رو، باید اذعان کرد که سخت گیریهای افراطی و برخوردهای خشن والدین و مربیان با کودکان از علل مهم دروغگویی کودکان محسوب می شود.

تهدید کودک به انجام دادن عملی که اجرا شدنی نیست، عامل دیگری در تشویق کودکد به دروغ گفتن است؛ برای نمونه هرگاه والدین، کودک را تهدید کنند که اگر در دیکته نمره بیست نگیرد او را خواهند کشت. این تهدید موجب می شود که کودک در صدد دروغگویی و صحنه سازی برآید و به دروغ گفتن عادت کند. در این میان، کودک در می یابد که والدینم عملا به دروغ می گویند؛ زیرا آنان هیچگاه کودکشان را نمی کشند. همچنین کودکان اعتماد خود را نسبت به حرفهای والدین و معلمان از دست می دهند و برای آنان ارزش و اعتباری قائل نمی شوند؛ از این رو، به والدین و مربیان توصیه می شود که هیچگاه کودکان را به عملی که انجام دادنش غیر ممکن است تهدید نکنند.

گاهی نحوه بیان و برخورد والدین و مربیان با کودک، او را به دروغ گفتن وا می دارد و به او دروغگویی را می آموزد. برای نمونه، والدین به کودکی که مرتکب عمل خلافی شده است اصرار می ورزند که او این کار را انجام نداده است، بلکه دیگری مثلا همسایه یا دوست یا برخی موجودات خیالی مسبب آن بوده اند. در این حالت، والدین علاوه بر آنکه کودک را دروغگو بار می آورند و از او حمایت بیجا و بیمورد می کنند، او را به گریز از قبول مسئولیت رفتارش نیز وا می دارن. این رفتار عواقب بسیار خطرناکی در بزرگسالی دارد.

انتظار و توقع بیش از حد از کودکان و مقایسه آنان با دوستان و همکلاسی ها در زمینه های گوناگون، از دیگر علل دروغگویی کودکان محسوب می شود. والدین و مربیانی که از کودکان انتظاراتی بیش از حد توانشان دارند و آنان را تحت فشار قرار می دهند، کودکان را به دروغگویی وامی دارند. در این صورت، کودک از طریق دروغ می تواند هم براساس حقارت خود به طور موقت غلبه یابد و هم والدین را راضی و خشنود سازد و نظر آنان را به سوی خود جلب کند.

دروغگویی، علل دیگری دارد که بطور خلاصه عبارت است از: اجتناب از ناراحتی و دردسر و تعقیب، فریب دادن دیگران برای کسب جاه و مقام و سود شخصی، ناراحت کردن رقیبها و اطرافیان، خودستایی و تظاهر، فراموشی، عدم تفاهم، بی اطلاعی، شتابزدگی، آرزو خیال، بی اعتمادی و ضعف و کمبودها.

درمان:

دروغگویی درنهایت برای کودک و جامعه زیانهای فراوان دارد؛ بنابراین درمان آن لازم است. اگر درمان زودتر و در سنین پایین تر آغاز شود، نتایج امیدبخش تری به دنبال خواهد داشت. در درمان دروغگویی، همکاری خانواده و مسئولان مدرسه ضروری است. در غیر اینصورت، موفقیت چشمگیری از درمان حاصل نخواهد شد.

برای درمان دروغگویی کودکان، باید علل آن بخوبی شناخته شود. بدون شناخت علل، درمان دروغگوی امکان پذیر نیست. برای پیشگیری و درمان دروغگویی، والدین و مربیان باید واقعیات را بپذیرند و برای شنیدن موارد تلخ و شیرین از طرف کودکان آماده شوند و با رفتار خود به کودک بیاموزند که گفتن واقعیات به هر صورتی که باشد مقبول است و موجبات تنبیه و آزار کودک را فراهم نخواهد کرد. اگر کودک در عمل پی ببرد که والدین و مربیان، او را برای دروغگویی تشویق و برای راستگویی تنبیه نمی کنند، به تظاهر در رفتار و جعل واقعیت نخواهد پرداخت. همچنین والدین و مربیان باید از طرح پرسشهایی که کودک به آنها به احتمال قوی پاسخهای نادرست خواهد داد خودداری کنند. در صورت مشاهده دروغ، والدین و مربیان نباید شتابزده عمل کنند و به تنبیه کودک مبادرت ورزند. برای بازداشتن کودکان از دروغگویی و اصلاح رفتار آنان، باید روش برخورد با توجه به موقعیت انتخاب شود. برخی از روشها به اختصار عبارت است از :

1.       نشان دادن ارزش راست گفتن: در وهله ائل کودک باید دریابد که دروغگویی کار نادرست و ناپسند و راستگویی عملی باارزش و پسندیده است. کودک باید ارزش راست گفتن را در عمل تجربه کند. والدین و مربیان نباید در برابر دروغهای کودکان برآشفته شوند و او را کتک بزنند. بیان نتایج زشت و تلخ دروغگویی به صورت داستان برای کودکان، می تواند در آموزش عواقب تلخ دروغگویی مفید واقع شود. همچنین اگر والدین و مربیان، کودک را در خلوت-نه در حضور جمع- و در جوّی محبت آمیز و پرعطوفت با مضرات و نتایج دروغگویی آشنا سازند و به پنددادن او بپردازند، در جلوگیری و نیز درمان دروغگویی می تواند موثر باشد.

2.       اجازه بیان احساسات: کودک باید احساسات خود را آزادانه ابراز کند. در صورتی که بیان احساسات، باعث آزار و اذیت اطرافیان شود باید به کودک آموخت که بتدریج این احساسات را جایگزین احساسات خوشایند سازد و نباید برای احساسش تنبیه شود؛ برای نمونه، اگر کودکی از برادر کوچکترش خوشش نمی آید، باید به او اجازه داده شود که احساسش را بیان کند. پس از استماع نظر کودک، والدین باید ضمن تحلیل رفتار خود با کودک و یافتن علل پیدایش چنان احساسی، به راهنمایی کودک و تغییر رفتار و احساس او مبادرت ورزند. در مواردی که کودک مرتکب کار خطایی شده، ولی راست می گوید، باید با ملایمت و به طور صحیح به او تذکر داده شود که رفتارش درست و پسندیده نیست و باید آن را تغییر دهد. هشدار داغدن به کودک و بی توجهی به آنها از روشهایی است که در مواقع مشخص می تواند برای پیشگیری و درمان دروغگوی کودکان استفاده شود.

3.      تعدیل انتظارات از کودکان .  والدین و مربیان باید از هر کودک انتظاراتی داشته باشند که با واقعیات و امکانات او منطبق است. در غیر اینصورت، دروغگویی کودک، تقویت و تشدید خواهد شد. چون کودک توان عملی ساختن خواسته های اطرافیان را ندارد، به گفتن متوسل می شود؛ بنابرین، از هر دانش آموز باید انتظاراتی در حد توانش داشته باشیم

منابع:مشاوره و کودک شفیع آبادی

 





نوع مطلب : روانشناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 06:48 ق.ظ
Hurrah! After all I got a weblog from where I be able to genuinely get
valuable facts concerning my study and knowledge.
دوشنبه 13 آذر 1391 02:42 ب.ظ
یکشنبه 12 آذر 1391 02:36 ب.ظ
با تشکر از مطالب جالبتان
شنبه 11 آذر 1391 03:04 ب.ظ
pسلام
عکسهای سایت شما چقدر دیر میاد بعضی هاش هم اصلا نمیاد
اینجا آپلود کنید : www.img.ir
آپلودسنتر قویی هست
در ضمن
خواستم دعوت کنم سایت من رو ببنید
اسمایل ها و شکلک های زیادی هست که میتونید ازشون استفاده کنید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Flag Counter